تبلیغات
کارت فصه گو را آنلاین بخرید

باکس تبلیغات


عضويت سريع
شناسه :
نام اصلي:
ايميل:
تايپ مجدد:
گذرواژه:
تايپ مجدد:
 

ورود به سایت
نام کاربری

رمز عبور

چنانچه تاکنون عضو این سایت نشده اید می توانید با تکمیل فرم مخصوص عضویت به جمع کاربران این سایت بپیوندید و از امكانات مخصوص كاربران استفاده نمائيد .

آمار

Check Google Page Rank



بازی آنلاین

         شکارچی و آهو  
قصه و داستان

ك مرد شكارچي ، چند روز پشت سر هم ، به شكار رفت و چيزي نتوانست شكار كند .
يك روز صبح زود از خواب بيدار شد و سوار اسب شده و به طرف كوهستان رفت ، تا يك گوزن شكار كند . هر چه كوهستان را گشت نتوانست گوزني پيدا كند ناچار شد كه به طرف صحرا برود .
وقتي كه به صحرا رفت ، آهوهايي را ديد كه به سرعت مي دوند و فرار مي كنند .

بقیه داستان را در ادامه مطلب بخوانید ...


خيلي زود با اسبش به طرف آنها تاخت ، تا اينكه بعد از چند ساعت دويدن به آنها رسيد . اين آهوها بچه و مادر بودند ، با هر زحمتي كه بود يكي از آنها را گرفت .
توي دلش با خودش فكر مي كرد كه اگر امشب بچه آهو را بفروشد ، پول خوبي گيرش مي آيد . همانطور كه به سمت شهر مي رفت ، ناگهان ديد كه مادر آهو به دنبالش مي آيد و با ناله ، بچه اش را مي خواهد .
دلش سوخت و بچه آهو را رها كرد تا به پيش مادرش برگردد .
سپس مرد با دست خالي به خانه برگشت و در خواب ، رسول خدا را ديد كه به او مژرده ميدهد :
« به خاطر اين كار خوبي كه كردي و از فروختن بچه آهو منصرف شدي ، خدا از تمام گناهان تو گذشت ، هم در اين جهان خوشبخت خواهي شد و هم در آن دنيا ، بهشت نصيب تو مي شود . » خُب بچه هاي عزيز اين هم عاقبت مهرباني و انصاف .

نقل از جتمعه مجازی کودکان


کلمات کليدي : تلفن قصه گو خونه مادربزرگ تلفن قصه گو داستان قصه قصه های کودکان کودک وبسایت کودکانه

ارسال شده در مورخه : چهارشنبه، 26 آبان ماه ، 1389 توسط madarbozorghesegoo95x  چاپ مطلب

 

مرتبط با موضوع :

 داستان عید فطر  [سه شنبه، 8 شهريور ماه ، 1390]
 داستان " کدو قلقله زن "  [پنجشنبه، 18 آذر ماه ، 1389]
 شاه و وزیر  [جمعه، 12 آذر ماه ، 1389]
 جمعه - شنبه - یکشنبه  [سه شنبه، 9 آذر ماه ، 1389]
 عید سعید غدیر مبارک  [پنجشنبه، 4 آذر ماه ، 1389]
 داستان حضرت نوح (ع)  [پنجشنبه، 20 خرداد ماه ، 1389]
 داستان ضحاک ماردوش  [پنجشنبه، 20 خرداد ماه ، 1389]
 داستان دو درخت  [شنبه، 8 خرداد ماه ، 1389]
 داستان ادریس نبی(ع)  [شنبه، 8 خرداد ماه ، 1389]
 قصه : حسنی و لوبیای سحرآمیز  [پنجشنبه، 30 ارديبهشت ماه ، 1389]

 
نام شما: [ کاربر جدید ]

عنوان:
 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : viv37cux
تايپ کد امنيتي : [ بازگشت ]
امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 4
تعداد آراء: 4


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


انتخاب ها

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب


اشتراک گذاري مطلب


 
موضوعات مرتبط

قصه و داستان




  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir