تبلیغات
کارت فصه گو را آنلاین بخرید

باکس تبلیغات


عضويت سريع
شناسه :
نام اصلي:
ايميل:
تايپ مجدد:
گذرواژه:
تايپ مجدد:
 

ورود به سایت
نام کاربری

رمز عبور

چنانچه تاکنون عضو این سایت نشده اید می توانید با تکمیل فرم مخصوص عضویت به جمع کاربران این سایت بپیوندید و از امكانات مخصوص كاربران استفاده نمائيد .

آمار

Check Google Page Rank



بازی آنلاین

         داستان عید فطر  
قصه و داستان

آن شب غوغایی بود انگار همه منتظرچیزی بودند همه حرف از ماه ورؤیت واینها میزدند.
در تلویزیون و رادیو صحبت از ماه و اینها بود.
نمی دانم چه خبر بود؟
ناگهان خبرنگار اخبار تلویزیون گفت : هلال ماه رؤیت شد و فردا عید فطر است.

بقیه داستان را در ادامه مطلب بخوانید ...



من نمی دانستم منظورشان چیست.سهیلا هم حال من را داشت.به خودم گفتم چون فردا عید است خوب می شود که روزه بگیرم.درست است که هنوز بر من واجب نشده ولی شاید چون عید است ثوابش بیشتر باشد.سهیلا هم فکر منرا خوانده بودواوهم هوس کرد روزه ی کله گنجشکی بگیرد.

من به مامان گفتم:مامان عید فطر یعنی چه؟

مادر داشت اتاق را جارو میزدوصدای من را نشنید.برای همین گفت:نمی شنوم،بعداًبگو.سهیلا دوید پیش مامان وگفت:مامان سحری چه داریم؟مامان جارو را خاموش کرد وگفت:سحری هیچی نداریم!

می خواستی روزه بگیری؟سهیلا سرش را به نشانه ی «بله»تکان داد.مامان گفت:فردا عید فطر است وروزه گرفتن هم حرام.ان شا ا... سال دیگر که بزرگتر می شوی می توانی راحت روزه بگیری.من به مامان گفتم:حرام چیه؟مامان گفت:حرام مثل این است که در ماه مبارک رمضان روزه برتو واجب باشد ولی تو روزه نگیری.این روزه نگرفتن حرام است.

بابا گفت:درست است.برای مثال این که فردا که عید فطراست،توروزه بگیری.این روزه گرفتن حرام است چون خدا گفته.من گفتم:فهمیدم،حرام کاری است که انجام ندادنش ثواب دارد ولی انجام دادنش گناه محسوب می شود.درسته؟

مامان وبابا گفتند:درسته.بعد بابا گفت:خب دیگه بروید بخوابیدچون فردا صبح زودباید برویم مسجدچون آنجا جشن عید فطر است.

همه خوشحال بودیم،مخصوصا من،چون یاد گرفته بودمحرام چه است.سهیلاهم خوشحال بودچون فردا توی مسجد جشن بود.

مامان وباباهم یک جورایی خوشحال بودند و یک جورایی ناراحت.خوشحال بودند ازاینکه عید فطر آمده وناراحت بودند ازاینکه ماه رمضان رفته.

عیدرمضان آمدوماه رمضان رفت

صدشکر که این آمدو صدحیف که آن رفت.


کلمات کليدي : داستان عید فطر عید فطر عید فطر و کودکان تلفن قصه گو تلفن قصه گوی ایران تلفن قصه گو خونه مادربزرگ راه های دسترسی تلفن قصه گو خونه مادربزرگ عید فطر ماه رمضان

ارسال شده در مورخه : سه شنبه، 8 شهريور ماه ، 1390 توسط madarbozorghesegoo95x  چاپ مطلب

 

مرتبط با موضوع :

 داستان " کدو قلقله زن "  [پنجشنبه، 18 آذر ماه ، 1389]
 شاه و وزیر  [جمعه، 12 آذر ماه ، 1389]
 جمعه - شنبه - یکشنبه  [سه شنبه، 9 آذر ماه ، 1389]
 عید سعید غدیر مبارک  [پنجشنبه، 4 آذر ماه ، 1389]
 نوار قصه : ماجراهای پینوکیو  [پنجشنبه، 27 آبان ماه ، 1389]

 
نام شما: [ کاربر جدید ]

عنوان:
 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : mep34dor
تايپ کد امنيتي : [ بازگشت ]
امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 3.39
تعداد آراء: 41


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


انتخاب ها

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب


اشتراک گذاري مطلب


 
موضوعات مرتبط

قصه و داستان




  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir